معلمی، تنها شغل و حرفه نیست؛ بلکه ذوق و هنری است که ریشه در اعماق روح بی تاب انسان هایی دل سوخته دارد و رسالتی است پیامبرگونه. از این رو، معلمی کاری است دشوار و مهم. از میان نقش های متفاوتی که معلم دارد، نقش الگویی او از اهمیت بسیاری برخوردار است.
معلم افزون بر تدریس، درس زندگی می دهد. نقش هایی که معلم بر عهده دارد عبارتند از: نقش آموزشی، پژوهشی، مشورتی، اصلاح گری، فرهنگی و... .
نقش های گوناگون معلمی در هم تنیده و به هم پیچیده اند. اگر معلمی تنها به صورت یک بُعدی، تنها به ایفای یک نقش بپردازد، این راه تکامل را بسیار دور. دسترس می کند. از این رو، موفقیت یک معلم، در بهره مندی و به کارگیری همه نقش ها به اقتضای موقعیت های متفاوت است. برای مثال اگر هدف از علم آموزی، تنها افزایش محفوظات دانش آموز باشد، بدون آن که فرد فهمی از آن حاصل کند، چنین هدفی ارزنده نیست و محفوظاتی که مبتنی بر فهم و درایت نباشد، نمی تواند موجبات افزایش عقل انسان را فراهم کند. ضمن این که حفظ کردن، شرط لازمی در جریان تعلیم و تعلم است، ولی کافی نیست.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 2:23 توسط فاطمه داودی | نظر بدهید

معلم از نگاهی دیگر

بارها و بارها شنیدیم و خواندیم و نوشتیم که: معلمی عشق است و معلم شمعی است که می سوزد...
اما با نگاهی نو; معانی دیگری نیز بر این نام مترتب است; معانی که فراتر است و عمیق ترین و درابهام ترین زوایای وجودی یک دانش آموز را در بر دارد و ظرافت مواجهه با آن همان هنری است منحصر به فرد; که نزد معلم است و بس. معلمی که در قلب کودک و نوجوان دانش آموزش قدم می گذارد و شاید تا ابد خوشترین و پرامیدترین لحظات عمر را در ذهنش متصور ساخته و آینده ای روشن را در پیش رویش قرار خواهد داد که البته این همه; مستلزم توانمندی علمی; تربیتی; اخلا قی و عاطفی یک معلم است و بنا به همین امر; می توان به حساسیت; ظرافت و اهمیت این شغل پی برد و انرژی مضاعفی که می طلبد و معنای ژرفی که کمتر کسی بدان می اندیشد.
اثر بخشی کار معلم به تدریس در یک سال محدود تحصیلی خلا صه نمی شود; بلکه علا وه بر آموزش مفاهیم علمی; نقش پدر یا مادر دومی را ایفا می کند که نخستین و مهمترین گامهای ورود به صحنه اجتماع را به دانش آموز خود; می آموزد و چنان چه این آموختن; به نحو مطلوب و صحیح صورت نگیرد به طور حتم صدمات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه وارد می سازد و به همین خاطر نیز می توان به ضرورت فراغت ذهنی; معیشتی معلم جهت انجام چنین امر خطیری پی برد چرا که سستی پایه های ارزشی; اخلا قی و علمی فرزندانمان; آسیب های بسیار جدی و اساسی در ساختار خانواده و در پی آن; اجتماع و کشور، ایجاد می کند.
در استاندارد جهانی; ساعاتی موظف برای تدریس معلمین هر مقطع تحصیلی(به تناسب نیاز) و ساعاتی هم تنها جهت مطالعه و افزایش اطلا عات لا زم; لحاظ گردیده تا ایصال به آن اهداف متعالی و مهمی که عنوان شد; میسر گردد. قدر مسلم; معلمی موفق تر عمل خواهد کرد که افزون برداشتن ساعات منظم تدریس; وقت آزادی نیز جهت افزایش معلومات و پاسخگویی به سوالها و خواسته های شاگردان خود داشته باشد و اما آیا در واقع چنین است؟!...
به هر حال چه این گونه باشد(که مطلوب نظر است) و چه نه; معلم واقعی از همان اندک فرصت های در اختیارش بیشترین بهره را برده و جوانه های در دست خود را که همان کودکان و نوجوانان امروز ما و آینده سازان فردای کشورند; پرورده و شکوفا و مقاوم; می سازد.
کوتاه سخن آن که; معلمی; نه تنها بیان مفهومی و ساده و قابل درک درس برای شاگردان و شناسایی و پرورش خلا قیت ها و استعدادها است; بلکه:
معلم یعنی:
دیدن نگاه های پرسشگر و کنجکاو ندانسته ها که به دنبال پاسخی هستند.
شنیدن صدای قلب کوچکی غمناک که در انتظار یک همدل و همراه است.
گفتن داستانهایی از شیرینی ها و تلخی های زندگی و کسب تجربه از آنها.
گرفتن دست نیاز نوجوانی سرکش و طغیانگر که با ناسازگاری خود; آشوب درونش را اعلا م می کند.
نوازش تازه نهال در خطر بادهای مهاجمی که نیازمند تکیه گاهی برای ایستایی و ریشه زنی است.
مرحم دردهای نوجوانی که به دنبال امنیت و آرامش است از نزاع های والدین.
مامن دختری سرخورده از احساس و پسری نگران خطاها.
سنگ صبور ناگفته های تلخ و تاریک یک دانش آموز تنها و منزوی.
دوست لحظه های بی کسی و غم و درد.
راهنمای جاده مه آلود و نا معلوم آینده یک نوجوان بر سر چند راه های تصمیم و انتخاب.
جبران خلا » های عاطفی دانش آموز خسته از بی درکی و بی احساسی اطرافیان.
محرم رازهای پنهان کودک و نوجوانی اندر کلا س و دلش جای دیگر...!
درک مشکلا ت جسمی; روحی; روانی نوجوان در حال بلوغ و ارائه راه حل.
فراموشی مشکلا ت خود و غمگین و در فکر حل رنج های دانش آموزان.
و...
این همه را یک معلم چگونه تواند... مگر... ؟؟؟!