پروردگار حکیم در قرآن، این کتاب بزرگ و مقدس، به برخی افراد بشارت داده است. آنان که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند، آنان که در برابر ناملایمات و مصائب زندگی شکیبا هستند؛ و نیز انسان های فروتن ، پرهیزکار و نیکوکار نمونه هایی از فرزندان آدم اند که در قرآن کریم به آنها بشارت داده شده است . مفسر نامدار شیعه، علامه طبرسى، فرموده است: بشارت خبر مسرّت بخشى است که بوسیله‏ آن، شادى در پوست صورت احساس می گردد؛  چه خوشبخت و سعادتمندند آنان که پیشاپیش از «ما لک یوم الدین» خبری چنین شادی بخش دریافته اند.

بشارت به اهل شنیدن
یکی از گروه هایی که خداوند به آنان بشارت داده است؛ کسانی هستند که گوشی شنوا برای شنیدن حرف دیگران دارند؛ بدون لجاجت و جمود به سخن های متفاوت گوش فرا می دهند؛ و به دور از تعصب بهترین سخن را می پذیرند و به آن عمل می کنند. در سوره زمر است که «بندگان مرا بشارت بده؛ همان‏هایى که به سخن گوش فرا مى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند. اینانند که خدایشان هدایت کرده و هم اینانند خردمندان».
 
به گفته برخی مفسران «ایـن دو آیه که به صورت یک شعار اسلامى درآمده، آزاداندیشى مسلمانان، و انتخابگرى آنها را در مسائل مختلف بخوبى نشان مى دهد. نـخـسـت مـى گـویـد  بـنـدگـان مـرا بـشـارت ده، و بعد این بندگان ویژه را به این صـورت مـعرفى مى کند که آنها به سخنان این و آن، بدون در نظر گرفتن گوینده و خـصـوصـیـات دیـگـر گـوش فـرا مـى دهـنـد و بـا نـیـروى عقل و خرد بهترین آنها را بر مى گزینند. هیچگونه تعصب و لجاجتى در کار آنها نیست، و هـیـچگونه محدودیتى در فکر و اندیشه آنها وجود ندارد، آنها جویاى حقند و تشنه حقیقت. هـر جـا آن را بـیـابـنـد بـا تـمـام وجـود از آن اسـتـقـبـال مـى کـنـنـد، و از چـشـمـه زلال آن بى دریغ مى نوشند و سیراب مى شوند. آنـهـا نـه تـنها طالب حقند و تشنه گفتار نیک، بلکه در میان خوب وخوبتر؛ و نـیـکـو و نـیـکـوتـر، دومـى را بـرمـى گـزیـنـنـد ».اما چرا؟! به راستی چرا چنین انسان هایی سزاوار بشارت هستند؟
 
اهمیت شنیدن نظرهای متفاوت
اگر قرار باشد آدمی راه درست را بپیماید و به مقصد برسد، بی تردید نخستین شرط آن آمادگی شنیدن عقاید و نظرات متفاوت و انتخاب درست ترین آنها است. بدبختی بشر از زمانی شروع می شود که به یکی از این دو بیماری مبتلا شود؛ یا اصلاً ظرفیت وتحمل شنیدن حرف مخالف را نداشته باشد ؛ ویا اگر شنید، بر اثر تعصب و لجاجت، نخواهد از حرف حق پیروی نماید.
 
نمونه اش مشرکان زمان رسول خدا (ص) هستند که دست در گوش می کردند تا اصلاً سخنی را که باب میلشان نیست، نشنوند. آنان به یکدیگر توصیه می کردند که به قرآن گوش ندهند؛ و هنگامی که پیامبر، آیات خدا را تلاوت می کرد، با جار و جنجال و سوت و صدا چنان غوغائى به راه مى انداختند که هیچکس پیام او را نشنود(سوره فصلت، آیه 26)؛ نظیر همان چیزی که در زمان پیامبران قبل از او، و امامان پس از وی هم دیده می شود. نوح، آن پیامبر صبور و با پشتکار«گفت: ای پروردگار من، قوم خود را شب و روز دعوت کردم، و دعوت من جز به فرارشان نیفزود و من هر بار که دعوتشان کردم تا تو آنها را بیامرزی، انگشتها در گوشهای خود کردند و جامه در سر کشیدند و پای فشردند و هر چه بیشتر سرکشی کردند.»( سوره نوح، آیات 5 تا 8).
 
جالب است که قرآن، به موازات بشارت «اهل عقل و فهم» که عادت به شنیدن سخن های متفاوت و انتخاب احسن دارند، دسته مقابل را هم به عذابی دردناک تهدید کرده است(سوره لقمان، آیه 6 و 7)؛ چنین کسانی گویا اصولاً برای جهنم آفریده شده اند، و بویی از انسانیت نبرده اند؛ انسان انسان است که بفهمد آنچه را دیگر حیوانات نمی فهمند، ببیند آنچه را دیگر حیوانات نمی بینند، و بشنود آنچه را دیگر حیوانات نمی شنوند؛ و گرنه «اگر آدمی به چشم است و  دهان وگوش و بینی - چه میان نقش دیوار و میان آدمیت»؟!
 
شاید راز این آیه شریفه نیز در همین نکته نهفته باشد که فرمود: «بسیاری از جن و انس را برای جهنم بیافریدیم ایشان را دلهایی است، که بدان نمی فهمند و چشمهایی است که بدان نمی بینند و گوشهایی است که بدان نمی شنوند اینان همانند چارپایانند حتی گمراه تر از آنهایند اینان خود غافلانند»( سوره اعراف، آیه 179) .
 
..واینک ما
دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، به ظاهر بسیار متفاوت از گذشته است. دانش و فن آوری تحول و پیشرفتی حیرت انگیز پیدا کرده است و قابل مقایسه با دوران های پیشین نیست. اما حیرت انگیزتر آنکه برخی رفتارهای ما همان است که بوده است؛ و شاید این یکی از اسرار دعایی باشد که تکرار آن را به ماسفارش کرده اند؛ «پروردگارا! ما را به مرگ جاهلیت نمیران».
 
 واقعیت آن است که هنر شنیدن سخن متفاوت را نه هرکسی دارد و نه از همگان انتظار چنین فضیلتی می رود. «استماع قول» و «اتباع احسن» نیازمند سعه صدر و بینش و منشی بس کریمانه است که به آسانی یافت نمی شود؛ تا آنجا که اگر کسی به آن دست یافت شایسته بشارت الهی است ؛ اما آیا دعوت سیاسیون وفعالان رسانه ای به متهم نکردن یکدیگر به خیانت، فریب خوردگی ؛ واخیراً هم به ساده لوحی ، بی تجربگی ، توهم زدگی وعناوینی از این دست ؛ ونیزاجتناب از دمیدن درآتش کدورت واختلاف هم توقع زیادی است که رهبرانقلاب ناچار به تکرار آن شوند ؟!