هزار جان گرامی ، فــدای جــود جــواد    

دل شکسته خود بسته ام به بود جـــواد

هماره می رسد از کائنات و مخلوقـــات  

ندای ذکر و ثنا ، مدحت و درود جــــواد


 

جواد اهل بیت
 
زاده موسى امام راستان
 
آن بلند اندیششه عرش استان
 
کان تقى خصلت جواد اهل بیت
 
آنکه در وصفش فرو ماند کمیت
 
از هجوم رنجها خون شد دلش
 
همسر نامهربان شد قاتلش
 
همچو شمعى کشته محراب شد
 
سوخت کم کم تا وجودش اب شد
 
سوختند از غم ولى الله را
 
با که گویم این غم جانکاه را
 
کز گل زهرا گلابى مانده است
 
پرتوى از آفتابى مانده است
 
و آنکه با اسرار حق محرمتر است
 
عمر او از عمر گل هم کمتر است
 
دشمنى چون خار راهش مى شود
 
خانه او قتلگاهش مى شود
 
بسته بر رویش همه درها کنند
 
سایه بر جسمش کبوترها کنند
 
این جواد است آنکه محبوب خداست
 
لطف عامش دستگیر ماسوى است
 
این تقى مهر سپهر ارتضاست
 
نور چشم فاطمه ابن الرضاست
* * * * * * *

نور نهم ز اوصیا، جلوۀ جان اولیا
روح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جواد
با لب تشنه وای من ، جان به لبت رسیده بود
داشت حریم حجره ات ، غربت کربلا جواد

* * * * * * *
آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو
شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو
اى یادگار فاطمه، اى حجت نهم
گیرد زلال اشک من امشب به سراغ تو

* * * * * * *

خورشید سپهر عدل و داد است جواد
سر لوحه دفتر رشاد است جواد
در جود و سخا کسی به پایش نرسد
چون مظهر جود حق جواد است، جواد

* * * * * * *

آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو
شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو
اى یادگار فاطمه، اى حجت نهم
گیرد زلال اشک من امشب به سراغ تو

* * * * * * *

زسوز غم ، پر پروانه میسوخت
 
ز داغ لاله اى ، گلخانه میسوخت
 
ز اواى جواد، علیه السلام ان جا زهرا علیها السلام
 
نهال گلشن جانانه میسوخت


* * * * * * *



اى جهان ریزه خوار خوان عطاى تو جواد


اى ز جود تو کرم گشته گداى تو جواد


من چه گویم به مدیحت که به قرآن کریم


گفته در آیه ‏ى تطهیر خداى تو جواد