«اعتماد به نفس» و «اعتماد به غیر»، قابل نقد است؛ چون که هر دوی آنها محدود می‌باشند، اما اعتماد به خدا، زوال‌پذیر نیست و اگر انسان اعتماد به خدا، پیدا کرد به معنای «توکل» می‌باشد. مولوی می‌گوید: تکیه بر جبار کن تا وا رهی ورنه افتی در بلای گمرهی.

* معنای توکل

توکل در لغت به معنای تفویض امر است، کار خود را به وکیلی واگذار کنیم که مورد اعتماد است. حافظ می گوید: گر کار خود به خدا واگذاری حافظ ای بسا عشق که با بخت خدا داده کنی
خداوند می‌فرماید: وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه، (سوره طلاق آیه 3)؛ کسی که بر خدا توکل کند پس خدا او را کافی است.

آیه فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ، (آل عمران آیه 159)؛ خطاب به شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. این آیه، صراحت توکل را در یک مفهوم مثبت یادآوری می کند و می فرماید «ای پیغمبر! همین که عزم کردی و تصمیم گرفتی، به خدا اعتماد کن و کار خود را دنبال کن» نمی گوید: بنشین و دست روی دست بگذار و توکل کن، می گوید کار خود را بکن و به خدا توکل کن.
برای روشن‌شدن مفهوم توکل لازم است که معنای اعتماد و اقسام آن را بدانیم:

* انواع اعتماد

اعتماد بر سه گونه است، این سه مورد حصر عقلی دارد یعنی فراتر از این سه مورد امکان ندارد.
اولین مورد، «اعتماد به نفس» است که روان‌شناسان این نکته را تاکید و ترویج می‌کنند و به عنوان یک اصل موفقیت مورد تأکید قرار می‌دهند و حتی روان‌شناسان غربی که نگاه سکولاری و امانیستی به جامعه و خلقت دارند و قایل به اعتماد و توکل به خدا نیستند در این مسئله خیلی مانور می‌دهند و اصطلاحاتی چون: ما «می‌خواهیم و می‌توانیم» یا «خواستن، توانستن است» را بسیار به کار می‌برند.

این که انسان از هر نظر به خود متّکى باشد. این حالت گرچه از دیدگاه روان‌شناسى پسندیده و بدان سفارش شده است، لیکن در فرهنگ توحیدى صحیح و قابل قبول نیست؛ چون هر چه بر میزان شناخت و معرفت انسان نسبت به خود و خداوند، افزوده گردد، متوجه مى‌شود که بیش از آنچه قبلا مى‌پنداشته، ضعیف و عاجز است؛ به تعبیر دیگر بر عجز و ناتوانى خود، بیش از پیش، واقف مى‌شود.

توکّل و اعتماد انسان به خدا، ناشى از معرفت به ربوبیّت الهى است. اگر انسان خدا را به عنوان مالک و صاحب اختیار و کسى که هستى‌اش در دست اوست بشناسد؛ دیگر نیازى نمى‌بیند سراغ دیگرى برود و دست نیاز به سوى او دراز کند.

دومین مورد توکل، توکل به غیر است و شامل انواع اعتماد به قدرت‌های مادی نیز می‌شود.

اعتماد به خدا، سومین اعتماد را تشکیل می‌دهد.

«اعتماد به نفس» و «اعتماد به غیر»، قابل نقد است؛ چون که هر دوی آنها محدود می‌باشند، اما اعتماد به خدا، زوال‌پذیر نیست و اگر انسان اعتماد به خدا، پیدا کرد به معنای «توکل» می‌باشد.
مولوی می‌گوید: تکیه بر جبار کن تا وا رهی ورنه افتی در بلای گمرهی

* آثار توکل

اولین اثر توکل، کفایت کردن خدا، برای انسان است «وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»، (آیه 3، سوره طلاق)
حضرت علی‌(ع) می‌فرماید: «مَنْ تَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ کُفِیَ»، (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 196). کسی که بر خدا توکل کند، خدا، او را کفایت می‌کند.

دومین اثر توکل بر خدا «آسودگی» است:

« مَنْ تَوَکَّلَ لَمْ یَهْتَمَّ»، (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 197)، حضرت علی‌(ع) فرمودند کسی که توکل می‌کند، غصه نمی‌خورد.

سومین اثر توکل بر خدا، آسانی است. حضرت علی‌(ع) فرمودند: کسی که بر خدا توکل کند سختی‌ها بر او آسان می‌شود.

چهارمین اثر توکل، نورانیت است. حضرت علی‌(ع) فرمودند: «مَنْ تَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ أَضَاءَتْ لَهُ الشُّبُهَاتُ وَ کُفِیَ الْمَئُونَاتِ وَ أَمِنَ التَّبِعَاتِ»، (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 197)، کسی که بر خدا توکل کند شبهات برای او روشن می‌شود هزینه‌ها، کفایت و پیامدهایش، امن می‌شود.
 
پنجمین اثر توکل این است که سلطه شیطان را از انسان دور می‌کند.

خداوند در آیه 99 سوره نحل می‌فرماید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»، شیطان بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد