یکی از شرایط مومن انفاق کننده پایبندی به دستورات اجتماعی و اخلاقی است. یک انسان باایمان نه تنها باید التزام عملی خود را به فضایل اخلاقی در زمینه های گوناگون نشان دهد بلکه باید بهترین نمونه های اخلاق عملی را در زندگی از خود بروز دهد.


یکی از شرایط مومن انفاق کننده پایبندی به دستورات اجتماعی و اخلاقی است. یک انسان باایمان نه تنها باید التزام عملی خود را به فضایل اخلاقی در زمینه های گوناگون نشان دهد بلکه باید بهترین نمونه های اخلاق عملی را در زندگی از خود بروز دهد.

به عنوان نمونه نه تنها یک مؤمن پایبند به مسأله انفاق است که باید به گونه ای عمل کند که اگر خودش به جای گیرنده انفاق بود با رضایت و خرسندی کامل آن را دریافت می کرد و با توجه به اینکه انسان به چه خدائی ایمان آورده است نقش مؤثری در میزان پایبندی انسان به فضایل اخلاقی دارد، خدایی که بی نیاز و شایسته ستایش است باید انفاق در راه خدا نیز انفاقی شایسته و قابل تقدیر و تقویت کننده روحیه بی نیازی و عزت نفس باشد.

انسان مؤمن آن خداوند کامل و بی نیاز مطلقی را که در دل قبول دارد در عمل نشان بدهد و اعمالش را مظهری از صفات کمال او قرار دهد. خداوند در سوره بقره آیه 267 می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا أنفقوا من طیبات ما کسبتم ومما أخرجنا لکم من الأرض ولا تیمموا الخبیث منه تنفقون ولستم بآخذیه إلا أن تغمضوا فیه واعلموا أن الله غنی حمید؛

ای کسانی که ایمان آورده اید از قسمت های پاکیزه اموالی که از -طریق تجارت- به دست آورده اید و از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته ایم -از معادن و منابع و درختان و گیاهان- انفاق کنید و برای انفاق، به سراغ قسمت های ناپاک نروید در حالیکه خود شما -به هنگام پذیرش اموال- حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت و بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است».


یکی دیگر از شرایط انفاق کننده اینست که از نفوذ آفت به انفاق جلوگیری کند و انفاقش را با رنگ ریا که رنگ غیرتوحیدی است آلوده نکند. هدایت عملی یک انسان باایمان بستگی به میزان پایبندی و التزام عملی او به دستورات الهی دارد و اینگونه نیست که فردی ادعای ایمان داشته باشد ولی هیچ نشانی از عمل و تعهد و پایبندی در زندگی او مشاهده نشود. و نه تنها پایبندی مؤمن به روابط اجتماعی شرط بهره مندی از ایمان است که باید این روابط را آسیب شناسی کند و از نفوذ آفت به آنها جلوگیری کند.


یکی از آفتهای انفاق در راه خدا که نوعا دامنگیر انسانها می شود مسأله منت نهادن است که به نوعی اذیت کردن گیرنده انفاق است.

این انفاق که انفاق ریائی است و برای غیرخدا انجام شده است به تصریح قرآن نمونه عملی است که از یک انسان غیرمؤمن به خدا و معاد سر می زند.

ولی یک انسان باایمان که تمام زندگی اش بر محور خداست هیچگاه انفاقش را با رنگ ریا که رنگ غیرتوحیدی است آلوده نمی کند. خداوند در سوره بقره آیه 264 می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والأذى کالذی ینفق ماله رئاء الناس ولا یؤمن بالله والیوم الآخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فأصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون على شیء مما کسبوا والله لا یهدی القوم الکافرین؛

ای کسانی که ایمان آورده اید بخشش های خدا را با منت و آزار، باطل نسازید، همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم انفاق می کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی آورد. کار او همچون قطعه سنگی است که بر آن قشر نازکی از خاک باشد و بذرهایی در آن افشانده شود و رگبار باران به آن برسد و همه خاک ها و بذرها را بشوید و آن را صاف و خالی از خاک و بذر رها کند. آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند».


یکی دیگر از شرایط انفاق کننده اینست که انسان باایمان پیوسته رنگ و بوی توحید را در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی احساس می کند و حتی در مسأله انفاق به دیگران باید توجه داشته باشد که آنچه را که می دهد روزی خداست که نصیبش شده است و او تنها یک ابزار و وسیله برای رساندن آن به دست دیگران است وگرنه دهنده و گیرنده خداست و هم اوست که پاداش می دهد.
خداوند در سوره بقره آیه 254 می فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه ولاخلة ولا شفاعة والکافرون هم الظالمون؛

ای کسانی که ایمان آورده اید از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه خرید و فروشی است که بتوانید سعادت و نجات از کیفر را برای خود خریداری کنید و نه دوستی و رفاقت های مادی سودی دارد و نه شفاعت زیرا شما شایسته شفاعت نخواهید بود و کافران خود ستمگرند هم به خودشان ستم می کنند و هم به دیگران».


آنچه نشانگر حقیقت ایمان به خداست، پایبندی و التزام عملی به دستورات الهی است و انفاق و کمک به دیگران -خواه کمک مادی یا معنوی- یکی از آن دستورات است و زندگی جهان آخرت از لابلای زندگی پرفراز و نشیب دنیا می گذرد و قیامت باشکوه و آخرت سرشار از پاداش ها و نعمت های جاودان خداوند محصول گفتار و رفتار و اندیشه انسان از همین دنیاست. این آیه تصریح می کند که اندیشه جدایی دنیا و آخرت و کارهای دنیایی و کارهای اخروی اندیشه ای ناصحیح و پنداری بیش نیست و ایمان که گزینه یک انسان مؤمن است مسئولیت او را در مجموع زندگی دنیا و آخرت ترسیم می کند و به حضور او در جامعه جهت می دهد. حضوری با احساس همدردی با دیگران و تلاش و کوشش برای پاسخگوئی به نیازهای آنان بدون اینکه سر سوزنی از محور توحید دور شود یا بیراهه رود. یک انسان باایمان خداوند را در صحنه انفاق به دیگران همانگونه می بیند و حضورش را می یابد و احساس می کند که در صحنه خلوت و عبادت پنهان برای او این احساس را دارد. این یعنی ایمان مورد امضای قرآن و توحیدی که باید دل و جان مؤمن از آن سرشار باشد.


یکی دیگر از شرایط انفاق کننده اینست که انفاق را قبل از مرگ باید انجام دهد. قرآن به عنوان نصیحت به مومنین خطاب می کند که ای اهل ایمان، ببینید چطور مال و ثروت و فرزندان و فامیل، سبب غفلت و غرور و سبب نفاق عده ای شد. مبادا این جور چیزها، مانع شما و غافل کننده شما از خدا باشد:

«یا ایها الذین امنوا لاتلهکم اموالکم ولا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون؛

ای اهل ایمان ثروتهای شما و فرزندان شما، شما را از یاد خدا باز ندارد و غافل نکند آنچنانکه آنها را غافل کرده است، هر کس این کار را بکند و اینچنین بشود یعنی مال و ثروتش موجب غفلتش بشود زیانکار است» (منافقون/ 9).

کلمه خسران به کار رفته است چون در مال، نفع و زیان مطرح است. همین مال که عین سود است، تبدیل به زیان می شود: «و انفقوا مما رزقناکم من قبل ان یاتی احدکم الموت؛

و از آنچه روزیتان کرده ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ یکی از شما در رسد» (منافقون/ 10).


برعکس، بنای کار خودتان را بر انفاق بگذارید، بنای کار خودتان را بر این بگذارید که تا زنده هستید از مال و ثروت خودتان، خودتان استفاده کنید. استفاده شما در این است که اینها را در راه خدا بدهید و تنها به این وسیله است که مال خود را برای خود جاوید کرده اید.

امام علی (ع) وقتی پولی به دستشان می رسید ایشان این پول را در دستشان حرکت می دادند و می فرمودند که ای پول، ای دینار، ای درهم، تو آن وقت مال من هستی که تو را خرج کنم.

برعکس آنچه معمولا خیال می کنند که می گویند پول تا وقتی که در دست من است مال من است، ایشان فرمودند: پول تا در دست من است مال من نیست، وقتی که پول را خرج کردم آن وقت است که مال من می شود. وقتی که مرگ فرا می رسد، آن وقت است که هر کس آرزو می کند که ای کاش مهلتی داشت و می توانست از مال خود در راه خدا خرج کند، در درجه اول واجبات را و در درجه دوم مستحبات را انجام دهد.

استاد شهیدمرتضی مطهری- کتاب اشنایی با قرآن