مهمترین نهادی که می‎تواند مسئولیت‏پذیری را در افراد پرورش دهد نهاد خانواده است. گاهی خانواده‎ها افراد را به گونه‎ای تربیت می‎کنند که فقط فرزندان را به دنبال منافع و سود جامعه جلب می‎کنند نه اینکه آنها به دنبال مسئولیت‏‎هایشان که بر عهده آنهاست بروند.

 یعنی به جای سود رساندن به دیگری به فکر سود بردن از دیگران هستند.این به اصل فرهنگ خودخواهی و دیگرخواهی بر می‎‏گردد. وقتی افراد بر اساس فرهنگ خودخواهی تربیت شوند به فکر منافع خود و استفاده از دیگران هستند نه اینکه چه منافعی باید به دیگران برسانند و یا چه مسئولیتی بر دوش بکشند.

بعد از خانواده مساجد نقش مهمی در ارتقای مسئولیت‏پذیری در افراد دارند. مساجد با عنوان رهنمودکننده افراد به سمت آرمان‏های دینی و مذهبی می‎توانند مسئولیت‏پذیری را خود به خود در افراد خلق کند. زیرا تربیت دینی به معنای این است که انسان وظایفش را در جامعه به گونه‏ای انجام دهد که مورد رضای خدا باشد و نوعی از خودگذشتگی و طلب خشنودی خدا مطرح است. کلیه تعلیمات اسلام برای کسب رضایت خدا از راه مسئولیت‎پذیری و از خودگذشتگی و تحول مسئولیت فکری، فرهنگی،اجتماعی، جهادی و انسانی است. بنابراین تربیت دینی مسئولیت‏پذیری را تقویت می‎کند.

 مؤسسات آموزشی رسمی از دبستان گرفته تا دانشگاه‏ها، معلمین و استادان می‏توانند الگویی برای مسئولیت‎پذیری دانش آموزان و دانشجویان خود باشند. وقتی دانش اندوزان ببینند که آموزگارانشان با جان و دل در تربیت و آگاهی بخشی به آنها تلاش می‎کنند ناخودآگاه مسئولیت‏پذیری استادان به آنها منتقل می‎شود.
 متأسفانه فرهنگ مخرب "به من چه؟" در بعضی از دوستان باعث تخریب مسئولیت‏پذیری افراد می‎شود. اگر دوستی از ته دل به دیگران کمک و خدمت کند این مسئولیت‎پذیری او به دوستش نیز سرایت می‎کند.

 میزان نهادینه شدن این اصل در میان مسئولان ما چقدر است؟ اینکه آیا مردم در نهادینه ساختن این اصل نگاهی به رفتار مقامات و مسئولان خود دارند؟  همیشه و همواره الگوها در جامعه در اشاعه یک مفهوم و فرهنگ نقش اساس ایفا می‎کنند. مسئولین هم در رأس این الگوها قرار دارند. مسئولین و ادارات اگر با جان و دل به مردم خدمت کنند روحیه افراد در مسئولیت‎پذیری بالا می‏رود. بر عکس هم وقتی شخصی ببیند که به کارش رسیدگی نمی‏شود و همه به دنبال پول هستند و به فکر منافع خود هستند میزان مسئولیت‏پذیری افراد کاهش می‏یابد.