تحقیقات نشان می‌دهد که استرس دائمی می‌تواند انسان را از پا درآورد. این استرس در درازمدت باعث می‌شود مشکلات، غیرقابل حل به نظر برسند، همه چیز تیره و تار شود و انرژی فرد به سرعت تحلیل برود.

ناخشنودی و گرفتاری ناشی از عارضه خستگی مفرط به حدی که به درماندگی منجر شود، می‌تواند سلامت روانی و جسمی فرد و توانایی فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش را به خطر اندازد. اما این درماندگی را می‌توان با تعیین و تجدید اولویت‌ها در عرصه فعالیت‌های فردی و اجتماعی، جلب حمایت و وقت گذاشتن برای خود از بین برد.

خستگی مفرط چیست؟
رخوت (درماندگی)، خستگی روحی، ذهنی و جسمی مفرط، ناشی از استرس شدید و درازمدت است. وقتی فرد بیش از توان از خود کار می‌کشد و قادر نیست نیازهای دائمی دیگران را برآورده کند، در واقع دچار درماندگی می‌شود. وقتی استرس ادامه پیدا می‌کند، فرد علاقه و انگیزه خود را برای ایفای نقش در حوزه‌های فردی و اجتماعی از دست می‌دهد و درماندگی باعث کاهش بهره‌وری و تخلیه انرژی فرد می‌شود و وی به شدت احساس ناامیدی، درماندگی، بدبینی و نداشتن اعتماد به نفس می‌کند. در نهایت فرد احساس می‌کند که قادر نیست کاری نه برای خود و نه برای دیگران انجام دهد. بسیاری از افراد بعضی روزها احساس کسالت و خستگی مفرط می‌کنند. علائم زیر نشان دهنده شروع ابتلا به درماندگی یا رخوت ناشی از خستگی مفرط در افراد است:
- اگر هر روز برای شما روز بدی است.
- کار روزانه در منزل یا محیط کار به نظرتان تلف کردن وقت است.
- در تمام ساعات روز خسته و کوفته هستید.
- بیشتر اوقات روز از نظر ذهنی دچار رخوت و کسالت و یا تحت فشار هستید.
- احساس می‌کنید هر کاری که انجام می‌دهید، ارزش ندارد.
به خاطر داشته باشید که درماندگی تمام ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
عوارض جسمی به حدی است که فرد را در معرض ابتلا به سرماخوردگی و آنفلوآنزا قرار می‌دهد؛ بنابراین لازم است در صورت ابتلا به آن به فکر درمان باشید.

سه گام برای مبارزه با درماندگی ناشی از خستگی مفرط
تشخیص و شناسایی علائم اولیه درماندگی، معکوس کردن عارضه با مدیریت و کنترل عارضه و ترمیم صدمات وارده به روان و جسم، سه گام اصلی برای مبارزه با این عارضه است. اما شاید بهتر باشد در این مرحله به تفاوت‌های آن و استرس اشاره کنیم. درماندگی ناشی از خستگی مفرط نتیجه استرس بی‌وقفه و شدید است. استرس شدید، ناشی از فشار روحی و روانی به ذهن و جسم فرد است و می‌توان پایانی برای آن تصور کرد و هنوز کنترل و مدیریت امور از دست فرد خارج نشده است. در صورتی که در اختلال درماندگی، فرد احساس خلاء بسیار شدیدی می‌کند و انگیزه‌ای برای کار و تحمل استرس ندارد و نمی‌تواند تصور کند چه زمانی قرار است تحولی در زندگی و کارش اتفاق بیفتد.

اگر استرس شدید باعث می‌شود فرد در کارها و مشغله‌های فراوان مفید یا غیرمفید غرق شود، درماندگی توان ادامه کار و مبارزه را به کلی از فرد می‌گیرد. به طور کلی می‌توان گفت که نشانه‌های استرس، مشغله کاری فراوان، واکنش افراطی به هیجانات، کاهش انرژی، اختلالات اضطرابی، صدمه فیزیکی اولیه و بیش فعالی است. در صورتی که در عارضه درماندگی با عقب نشینی روحی و روانی، احساسات منفی عیان و بیپرده، احساس ناامیدی و ناتوانی در مشارکت اجتماعی، فقدان انگیزه و امید، بی‌علاقگی و افسردگی‌ و افکار مایوس کننده و یاس مطلق رو به رو هستیم.

علل بروز عارضه
در بروز درماندگی ناشی از خستگی مفرط، عوامل بسیاری دخیل هستند و بیشتر افرادی که بیش از حد از خود کار می‌کشند و یا با قدرناشناسی دیگران رو به رو می‌شوند، در معرض خطر ابتلا به این عارضه قرار دارند. از کارمندی که دو سال است درخواست اضافه حقوقش توسط رئیس رد می‌شود تا مادری که وظیفه نگهداری سه فرزند را با تمام مشغله‌های خانه داری به دوش می‌کشد، هر دو ممکن است در معرض ابتلا به این عارضه قرار بگیرند.

اما عوامل مهم دیگری نیز در ابتلا به این عارضه نقش دارند. بعضی از این عوامل با محیط کار، بعضی با سبک زندگی و برخی دیگر با ویژگی‌های شخصیتی مرتبط است. نداشتن کنترل و یا داشتن کنترل ناچیز بر کارهای محوله در محیط اداره، نبود مشوق برای انجام کارهای مفید، انتظارات غیرشفاف، بی‌جا و فراوان از جانب دیگران، انجام کارهای شاق بدون حمایت و کمک دیگران و کار در محیط پرتنش و استرس‌زا از عوامل شغلی ابتلا به این عارضه است. کار زیاد بدون فرصت کافی برای استراحت و خواب، ناتوانی در برآورده کردن انتظارات دیگران، داشتن مسئولیت‌های زیاد و سنگین، نبود حمایت و کمک از سوی دیگران و نداشتن روابط دوستانه و صمیمانه با دیگران از عوامل مرتبط با سبک زندگی در ابتلا به این عارضه است. همچنین برخی ویژگی های شخصیتی مانند تمایلات کمال‌گرایانه در زندگی، نگرش بدبینانه به زندگی، نیاز دائمی به کنترل دیگران و تمایل به احراز نمایندگی از جانب دیگران و داشتن اهداف بلند و جاه طلبانه می‌تواند در درازمدت زمینه ابتلا به این عارضه را فراهم کند.

علائم ابتلا به عارضه
عارضه درماندگی فرآیندی تدریجی را طی می‌کند که در طول یک دوره زمانی طولانی بروز پیدا می‌کند و یک شبه رخ نمی دهد و در بیشتر موارد فرد توجهی به علائم آن نمی‌کند. در ابتدا علائم بسیار ضعیف است، اما کم کم در طول زمان تشدید می‌شود. علاءم فیزیکی شامل احساس خستگی و خلاء شدید در بیشتر اوقات روز، احساس بیماری و ضعف شدید و کاهش سطح ایمنی بدن، سردردهای مقطعی، دردکمر و درد ماهیچه‌ها، تغییر در اشتها و عادت خواب است.

علائم روانی عارضه می‌تواند شامل احساس شکست و یا تردید، احساس نبود حمایت و ضعف، به دام افتادن، گیر کردن در وضعیت دشوار، رها شدگی و تنهایی مطلق، از دست دادن انگیزه، نگرش منفی روز افزون و افزایش حس بدبینی به دنیای پیرامون، کاهش رضایت و حس همراهی و همدلی دیگران باشد و از لحاظ رفتاری نیز باید به علائمی چون شانه خالی کردن از مسئولیت، انزوا، به تعویق انداختن کارها و طولانی کردن آنها، رو آوردن به الکل و مواد مخدر برای تسکین و آرامش خیال موقتی، احساس یأس و ناامیدی از دیگران، ناتوانی در انجام کارهای عادی و وظایف محوله در شخص اشاره کرد. اگر این علائم در فرد قابل ملاحظه است، نباید او را به حال خود رها کرد، زیرا شکی وجود ندارد که عارضه بدتر خواهد شد. بنابراین بهتر است با برنامه پیش بروید و با آن مبارزه کنید.

راهکارها
در اولین گام بهتر است روزتان را با چند حرکت آرام بخش آغاز کنید. حداقل ۱۵ دقیقه از شروع روز را با چند حرکت ورزشی، تمرینات ریلکسیشن یا مطالعه یک متن الهام بخش آغاز کنید. در ضمن سعی کنید مواد غذایی مفید و سالم مصرف کنید و تا جایی که می‌توانید استراحت کنید و از هر فرصتی برای کسب آرامش بهره ببرید. یاد بگیرید به همه پاسخ مثبت ندهید. بگویید نه و فشار کاری خود را کم کنید. یاد بگیرید فقط کارهایی را قبول کنید که دوست دارید. خلاقیت خود را بارور کنید زیرا خلاقیت پادزهر درماندگی است. اگر خلاق باشید، حتماً می‌توانید حس درماندگی را از خود دور کنید. استرس خود را مدیریت کنید زیرا هر قدر میزان استرس بالاتری داشته باشید، احساس ناتوانی و ضعف بیشتری خواهید کرد. علاوه بر اینها، بهتر است از سرعت انجام کارهای خود بکاهید، زیرا وقتی سرعت انجام کارها بسیار بالا باشد، طبیعی است که فرصت تجدید خاطره نخواهید داشت.